نخوار
دوشنبه 31 تیر 1392 :: نویسنده : مینو        

 دریا به لکنت افتاد

شب از آزرم ساکت

آواز هشدار تازیان

زینت بی خوابی ام بود

دلهره ای ، دلپیچه ای

توله کفری در دلم نطفه می بست...

 

من جای خالی پوچی را

در سینه ام

حس میکنم!

 

با خیانت مار و پلکان ها

همواره مسخ گر دنیای متروکم

به خانه ی آخر نزدیک تر شده بود

تا منکر ارمغان سفر خدایی عریان با بال های قرضی

برای انسان های ساده انگار

از کوه تا سیق ، با طلا یا سرب

 به سان انتحاری تدریجی ، بشوم...

 

فردا

بی بیداری

هنوز فردا نبود

گرچه همواره ناامید کرده مرا

از فردای حال شدن!

و ترس چه واژه ایست دیگر

خواب من با پرسه اجنه در اتاقم دیرگاهیست پریده

سقط ناباورانه ی صدها شعر

در درست ترین تقاطع های زمان و مکانی

کیفری سخت و غیر منتظرانه ای برای آدمیان داشت

سهر امشب من نه از ترس و نه از تاریکی ست

حاشای صنوبر بیشه ی اصحاب ما

حاصلی بیش از چاه پر نیزه خواهد داشت...

 

دریغا که ناطقیم و از نطق طویل

غنچه جعل شکفتن نماید

در باغ کوچک اندیشه

و پساپیش او همسان

چروکیدن ، یا که پلاسیدن!

که من عاشق ، عشق را

به سادگی سادگی

کفر میگویم

که آن ، تنها آنی نبود ، که ما پنداشتیم

عشق...

اندر خلقت هر یک از ماست ، به شرط ترشیح

همچو جامه ای بر تن ، از خون پرآلایش اصیل

برای برآورده شدن نیازی باهوده ، برای ابلهان!

 

امیدوارانه منتظر خواهیم ماند

به آواز چکاوکی رهگذر

تا که پیام آور قداست باشد

به هزاران لاشه ی بی جان!

و من تا آن ساعت که خاطره ای

تراشم از سرودش بر روح رنجور خویش

معتقد نخواهم بود به عشق

که عشق

مادام بی توقیعی

تقلایی ست بی پایان ، برای تحقق یک توهم...





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
شنبه 22 تیر 1392 :: نویسنده : مینو        

گرچه تا نقش بخار شیشه ی عینک تو

نطفه ی نفسی نباشد که برگرفته باشمش

از لای موهایت ، تا فا ماژور تپش های قلبت

پوچ ترین پذیرش تاریخی

امکان اتفاقیست که نامی اش فاصله

که حصول صورتت را

خوفناک شبحی مبهم

می نماید بر نقطه ی فرجام محورش

اندر خیال ناپایدار من

لیکن من در غربت آفتاب

مست میکنم با ترانه ای موّاج

و بی مهابا

سر میگذارم

به کوچه پس کوچه های ظلمانی برلین

و خلوت پنهان در سایه ی بن بست تنگ را

پر از جای خالی تو و جای خالی من

به آسانی گم شدن می یابم

و این تنگنا که نامی اش دل

چه بسا ساده تر از آنیست که پنداشته اند

که من طعم تلخ دلتنگی ات را

تنها با یک فنجان چای تلخ

همراه چند تکه شکلات تلخ

شیرین میکنم...





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
شنبه 1 تیر 1392 :: نویسنده : مینو        

دوست دارم که ببارم چو ابر بهار بر تن تربت تشنه لب تو

بی چرا درکشی مرا بر خود و مجذوب تو گردم دوباره

گرچه جمله دنیا چتر جدایی خواهند برگیرند بینمان

چهار آخشیج ابدی جهان پیوسته هم آغوشند

من گر بارانم تو خاک ، تو گر آتشی من اکسیژن

دوست دارم که گِلمان ردپای عنکبوت را فراگیرد

دوست دارم که دودمان چهره ی آسمان را فراگیرد

پذیرای منی تا که بی طنین رویایی برافروزیم

 آری با لالایی ات چشم بر هم می نهیم آنی

ظلمت چشم های بسته روشن ترین رویای ماست

آمیخته به امیدی گنگ از رویارویی دوباره تا به صور بیداری...





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


 
درباره وبلاگ


مدیر وبلاگ : مینو
نویسندگان
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
 
   

كد موسیقی برای وبلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات