نخوار
سه شنبه 21 خرداد 1392 :: نویسنده : مینو        

تو ، با من ؛ به عشق

زندگی می ورزی

من ؛ با تو ، به زندگی

عشق می ورزم

ما بمثابه ی بحر و ساحل

ملزوم یکدیگریم

تو متجاوز به سر حد بینمان

در موج هایت نوازشی پنهان

سوا میکنی مضطرب ماسه ها را

از فراح شن های لبم

گر آرام و رام باشی

همانا آشوبت به شب های طوفانی

بهمراه تشویش روزگار فاصل

چو پتکی بر تن صخره های من

می کوبد و میکوبد

چموش موج های سرکش تو را

و من نفس یشم را

در سپر سینه ی خود

بر بند می کشم

 که من از آشفتن تو

در امانم بی امان

نگاه دارم نگاه

بر فراسوی دریا

که معتمد خاکی

دارم به زیر گام

گمان غلط ، غلط !





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
یکشنبه 12 خرداد 1392 :: نویسنده : مینو        

شب هنگام

افول

چه ساده انگارانه گذشت

سرانجام

دل بود و خرم نفسی...

 

گم اندرون تک نورسته سرو

مرثیه های جغد پیر

غم زدودن اندوه را

دل انگیز

بر چمن زار باغ گسترانیده بود...

 

شاید امشب همان شب بود

شاید امروز همان شب بود

نه عریان کویر سراب خیز

نه عریان شوره زار بخیل

به عریان دریای مشتاق

خویش را افکنده ام

حتی ماقبل دل...

 

شناورم نگذاشت

مزه مزه ام کرد

بلعید

معلق مابین قطره هایش

فرو آرام میرفتم

آرام بودم

ساکت در آن سکوت

آسمان تاریک می گشت...

 

شهوت دریا مرا درمیکشید

پرتو های روز نیز حتی

خلوت ما را بر هم نمیزدند

امروز تاریک ترین شب بود

سرانجام

با تو بی مهتاب شبی

تجربه کردم هم آغوشی را

تحت فشار شدید !

 

نفس هایم گشته هلاک

و من سودایی دارم در سینه

داغ !

پهناور سطح تو سراسر بندد

یخ !

تنها !

اسیر زندان تو باشم

و خفته باشم به آغوش تو

تا به ابد این شب بی پایان را...





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


 
درباره وبلاگ


مدیر وبلاگ : مینو
نویسندگان
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
 
   

كد موسیقی برای وبلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات