نخوار
پنجشنبه 30 آذر 1391 :: نویسنده : مینو        

ماجرا

عشق

نفس

فاصله

اشک

شعر

همه برقرار

و من بی قرار...





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
جمعه 24 آذر 1391 :: نویسنده : مینو        

و تو ، از سنگ ریزه های لب رودخانه نیز حتی ، سوای هر نقاب ، چل چراغی خواستی...

چرا که من در نگاه تو ، گرگی بودم ، در لباس گرگ

اما من در حقیقت ، تنها میشی بودم ، در لباس میش

شعله ای بودم ، که در آتش خودساخته اش میسوخت

چشمی بودم ، که از دیده ی خود شرم سار

برگی بودم ، که از افتادنش بیزار...

و اما اکنون ، چه در انتهای اعماق تابوت باشم

چه در جشن بی کسی باغ غرور

من دیگر آن ابلهم

که دوست داشت احمقانه باشد ، تا که یک احمق باشد...

من دیگر آنی هستم

که از کباب خام میش

هر گرگی به جا می گذارد

تا بلکه کرکس ها

کف دستش را به حق آلوده کنند...

نه ، نه

من دیگر تنها آنی هستم

که گرگ پس از ساعتی

خود را با رها کردن من

از دلپیچه رها می کند...





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


 
درباره وبلاگ


مدیر وبلاگ : مینو
نویسندگان
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
 
   

كد موسیقی برای وبلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic