نخوار
دوشنبه 29 آبان 1391 :: نویسنده : مینو        

باد ، باران ، باز پاییز

باز دوباره تکرار

باز می چکد از چشم من

قطره های دلتنگی

باز می سراید قلبم نیز

نغمه های خستگی

تا که یابد چاره ای

بی شاید و بی باید

تا بلکه این دیوانه

یابدش شایان ارتکاب!

چنان که این آزرده جان

نفس باز تواند گیرد

از میان این بهت و حیرت

قصدم از این اباطیل؟

پایان این تقلا

بی قید و بی شرط

که این تصمیم ناگرفته

 آه ، این اشتباه افسار گسیخته

و این بهانه ی دل آشفته

طنابی بر گردن آویخته

با رویاهایی جسته و گریخته

و فلسفه هایی نا بافته

بر تن پذیرد این جامه ی نادوخته

چرا که دیری ست گشته خسته

و در این بازی بی فایده و بسته

دیری ست تمام زندگی را

باخته!





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 17 آبان 1391 :: نویسنده : مینو        

"من" ، به خودی خود معنایی ندارد

این "تو" است ، که او را غرق معنا میکند!

اما تنها "تو" یی ، که هرگز "او" نشود

و گاه ، هیچگاه "ما" نشود...





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 11 آبان 1391 :: نویسنده : مینو        

نه ، اینگونه نمی شود

این بیهودگی بیهوده است

که من اینجا مکرر مشت ها بر دیوار کوبم

از درد هم نشینی زیر این آسمان بی دغدغه

با انسان هایی شاد و خرم

که نمیدانند از فرط شادی شان

که هنوز زنده اند و زندگی میکنند

چگونه جشن بگیرند و به کدامین سو بدوند...

 

این بیهودگی ، غرّش خشمبار چشم های کودکی است

که تمام وجودش خواستار انتقام گرفتن از قاتل پدرش است

اما او ، از بیهودگی انتقام آگاه است

که انتقام ، نه پدرش را زنده خواهد کرد

نه آرامشش خواهد بخشید

و نه امنیتی برایش حاصل خواهد شد

آری ، این بیهودگی ، بیهوده است!

 

نگاه کن ، اشتباه هایم را خواهی دید

بین آنهمه چیز

چیز میگویم چرا که جمع ناپذیرند

اندیشه هایی ، که رهایم نمیکنند

فعل هایی ، که هرگز به انجام نمی پیوندند

حرف هایی ، که هرگز گفته نمی شوند اما خوب بلدند بغض هایی سنگین شوند

و اما ، اندیشه هایی ، که به ذهنم زنجیرشان کرده ام

و اما ، فعل هایی ، که هیچ پشتشان نیست و انجام صرف هستند

و اما ، حرف هایی ، که دلیل محکمی هستند ، برای وحشت از حقیقت!

آری ، اشتباه هایم را خواهی دید

و خواهی فهمید

که اینجا نه بازنده ای هست

نه برنده ای

آری ، این بیهودگی ، بیهوده است...

 

عقاب میداند

که موش کور بیشه

هیچگاه نخواهد توانست

که سوز و سرمای اوج آسمان را

با توصیف های او احساس کند

چرا که او تمام عمرش را

در گرمای دلچسب اعماق خاک گذرانده است

آری ، این بیهودگی ، بیهوده است...

 

در پوست خود نگنج و لحظه ای انسانیت خود را کنار بگذار

میبینی؟

عجب بلوایی ست ، چه آشوبی ست

چه آشفته بازاریست

چه سزاوار ماست؟

جز نابودی

آخر حتی مورچه ها نیز

هدفی دارند اما ما

بی قاعدگی تلاش را به اوج خود رسانده ایم

و لحظه به لحظه از همدیگر گسسته تر می شویم...





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
سه شنبه 2 آبان 1391 :: نویسنده : مینو        


گاهی اونقدر دلتنگ هستی

که تنها سرگرمیت

میشه نشخوار خاطره های کسی

که میدونی هیچوقت برنمیگرده

میدونی به این حالت چی میگن؟

به این میگن خریّت محض در عین گاو تشریف داشتن...








نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


 
درباره وبلاگ


مدیر وبلاگ : مینو
نویسندگان
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
 
   

كد موسیقی برای وبلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic