نخوار
چهارشنبه 16 مرداد 1392 :: نویسنده : مینو        

گور من گهواره ایست

گشته بیداری مرا تابویم

و این غفلت نیمه سهو من

تا به کنون خرسند فرموده مرا

من وحشت آن دارم که ظفر نایابم

به عزمی که برآنم که ندانم

چه بر سرم می آید...

 

دریا با بوسه ای نااهل گشت

بوسه ای...

بوسه تنها ارتباط عمق من با او بود !

من چو میخک سبزی

اندر کف دریا ، لابه‌لای لجن هایش

با ریه هایی پر از خوشبختی

و خالی از هوا

بوسه ای خشک گرفتم

ز دریای محظور ، دریایی بی کبر

و دریایم از جواب خالیست

چه تباه خاموشی...

 

من جرعه ای از وجودش گساردم

جرعه ای...

و شش های کوچکم اشباع شد از او !

و اما لب های چسبناکش مرا تا اوج

نامهربانانه بالا میکشاند و رها نمیکردم

و من در آن هنگام شوم

تک تحفه ای اخذ توانستم کنم...

 

من آلت قتّاله اش را

در سراسر سینه ام

یادگار نگه میدارم !

 

گور من گهواره ایست

من به آسانی مرگ

همچو پروانه ی خیس

باوقار و بردبار

پایین و بالا میروم

موج ها گر آرام

یا که هولناک و مهیب

فرق چندانی نداشت

من شناور گشته ام

همچو تکه چوب بی احساس و خشک

من به میل موج ها

صراطی بی کران طی میکنم

تا صخره های ساحلی موعود

چهره ام را لگدمال کنند...

 

آوارگی مهمل و بی محتوا

به قدردانی وفاداری

بسی شیرین است و مفرّح

بی پشت و پناه کوچیدن

می ارزد به همین که گاه

چهره ام فرو رود به او

دزدانه یادی کنیم از هم

و سکوتی نو بنهیم

به میان دلباختگی

آری تا جدایی

راه دراز است و بی سرانجام...





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
دوشنبه 28 مرداد 1392 09:22 ق.ظ
دریا!!زیاد تکرارش نکن!


 
درباره وبلاگ


مدیر وبلاگ : مینو
نویسندگان
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
 
   

كد موسیقی برای وبلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic