نخوار
یکشنبه 11 فروردین 1392 :: نویسنده : مینو        

تمام شده ام انگار

اسیر خواب های آسوده

بی کابوس ، بی رویا

عین حس بیهودگی نیما*

انگار که آتش من دیگر

نمیسوزاند لبانت را

سپرده ای به دیگری

تمام سپرده هایم را

اوج گرفتی همراه او

اکنون می جویی از من

تسکین ناآرامی هایت را؟

آری منم آن مسکّن کافر

قبله ی من کبریت تو بود

کافر شدم آن روز کذایی

که برافروختی ام با فندک!

در سوگ قی کردن های ناموفق

برخیز که نشستن ناکافیست

ملودی وهمناک اصوات کبود

ناگهانی را غافلگیر میکنند

برخیز که نشستن ناکافیست

زیر باران زیر برف

نخ به نخ برافروختی ام

تمام شده ام انگار

پاکتی خالی ام دیگر

گرچه رهایم میکنی

اعتیادت پابرجاست...

 

 

 

* حس بیهودگی میکنم...

مثل آن نخ سیگار ،

که در گیرودار خیانت ها و بی محلی ها

در زیر سیگاری سوخت و خاکستر شد...





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


 
درباره وبلاگ


مدیر وبلاگ : مینو
نویسندگان
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
 
   

كد موسیقی برای وبلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات